مداخلات یکپارچگی حسی

خانه مداخلات یکپارچگی حسی

حیطه مداخلات یکپارچگی حسی

"حس پایه و اساسی است که عملکرد های پیچیده بر آن استوار می گردد"

واژه "یکپارچگی حسی" نخستین بار توسط خانم دکتر آیرز جهت بیان ارتباط و همبستگی فرایند های مرتبط با داده های حسی وارده به سیستم عصبی مرکزی(فرایند پردازش حسی) با برونداد های رفتاری به کار گرفته شده است. توانمندی سیستم عصبی در پیشبرد فرایند پردازش حسی از مرحله اول آن، یعنی حس مستقیم و بلاواسطه و سپس مرحله دوم درک، یعنی تمایز و افتراق بین حس های متفاوت و نهایتا حافظه حسی و رساندن آن به مرحله کسب شناخت، می تواند بیانگر مکانیسم ها و روند مرتبط با مفهوم یکپارچه نمودن و تلفیق و عجین سازی حسی باشد تا بتواند موجبات بروز رفتار انطباقی موفقیت آمیز همراستا با نیاز های محیطی را فراهم آورد. حال این رفتار انطباقی می تواند در قالب ها و شکل های مختلفی نظیر رفتار حرکتی تبلور یابد.
یکی از بارز ترین نمونه های کار آیرز که در رشد درک کودکان مورد استفاده قرار گرفت، تمرکز بر پردازش حسی به ویژه در مورد حواس سطح بالا(تعادلی، لامسه و عمقی) بود. از نقطه نظر یکپارچگی حسی این حواس بسیار مورد تاکید قرار می گیرند زیرا حواس ابتدایی و اصلی هستند و روابط متقابل کودکان با جهان را در سال های اولیه ی زندگی کنترل می کنند. نظریه ی یکپارچگی حسی دارای سه جزء است که جزء اول درباره ی رشد عملکرد طبیعی، یکپارچگی حسی و توصیف آن است. جزء دوم اختلال عملکرد یکپارچگی حسی را بیان می کند و جزء سوم روش درمانی شامل تکنیک های یکپارچگی را معرفی می نماید.

هرم یکپارچگی حسی:

جهت به دست آوردن تصویر کلی و منسجم از یک الگوی منظم پایه ای برای انجام مداخلات بالینی، از هرم یکپارچگی حسی استفاده می شود. این هرم به شیوه ی اصولی و علمی سیر تحول و رشد سیستم های حسی را ترسیم می کند و به تبیین چارچوب پردازش درونداد های حسی از یک تحریک خام حسی تا تبدیل شدن به یک الگوی پیچیده ی رفتاری می پردازد. این هرم در 4 سطح تعریف شده است:

سطح اول: سطح سیستم های حسی شامل دو طبقه است که در طبقه زیرین آن سیستم های حسی فرمانده یا فرادست یعنی سیستم حس های لمس، عمقی و تعادل قرار دارند و در طبقه بالاتر سیستم های حسی دنباله رو یا فرودست نظیر سیستم حس بویایی، بینایی و شنیداری قرار دارد.

سطح دوم: سطح رشد و تکامل سیستم های حسی-حرکتی است. که در طبقه اول آن توازن و تعادل، آگاهی از دو طرف بدن و توانایی برنامه ریزی حرکتی قرار دارد و در طبقه دوم توانایی هایی نظیر طرحواره شناخت درونی بدن، کنترل و مهار رفلکس ها و بازتاب های حرکتی قرار دارد.

سطح سوم: سطح رشد و تکامل سیستم های ادراکی-حرکتی است.

سطح چهارم: سطح شناخت و بروز الگو های رفتاری اجتماعی و نقش پذیری های مرتبط با زندگی فرد است.

ارزیابی های مورد استفاده در این حیطه :

ارزیابی با کسب اطلاعات در مورد علایق کودک در فعالیت های روزمره شروع می شود.ابزار های مختلفی مورد نیاز است تا مشخص کند که آیا وجود اختلال یکپارچگی زندگی کودک را تحت تاثیر قرار می دهد و اگر این چنین است ماهیت آن چیست و چه مداخله ای باید در نظر گرفته شود. ابزار های ارزیابی مورد استفاده در این بخش عبارتند از:

  1.  مصاحبه
  2. پرسشنامه: 3 پرسشنامه بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند: ارزیابی پردازش حسی، نمودار خصوصیات حسی(sensory profile) و طبقه بندی مقیاس حسی.
  3. مشاهدات رسمی و غیر رسمی
  4.  آزمون های استاندارد: که مهم ترین آن Sensory Integration Performance Test(SIPT) می باشد.

تمرکز خدمات توانبخشی در این حیطه:

در این حیطه، هدف ارتقاء قابلیت ها و به حداقل رساندن ناهنجاری های کارکردی تاحد ممکن است. در این روش لازم است که در ارتباط نزدیک با کودک بوده و فعالیت های او را لحظه به لحظه تحت نظر قرار داد. دوره ی درمان معمولا با فعالیت هایی شروع می شود که در آن کودک احساس آرامش و ایمنی می کند و سپس به تدریج فعالیت ها دشوار تر می شوند. در محیط درمانی یکپارچگی حسی ، تحریک وستیبولار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از بین تحریکات مختلف وستیبولار، تحریک خطی بیشترین تاثیر را در کودکان در زمینه کنترل پوسچر و حرکت داشته است، از این رو بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جا که اعتقاد بر این است که تحریک حس عمقی تاثیری مستقیم بر سیستم وستیبولار دارد، لذا شناخت تاثیر تحریک وستیبولار و تاثیر متقابل آن با دیگر سیستم های حسی در این شیوه ی درمانی ضروری است. تمام این برنامه ها در محیطی خاص اتفاق می افتد که شرایط رویارویی کودک با محرکات مختلف حسی را محیا نماید

تماس سریع

  • آدرس تهران - خیابان شریعتی بلاتر از میرداماد - روبروی متروی شریعتی – خیابان زیبا ساختمان پزشکان زیبا - پلاک 58 – طبقه 3 - واحد 6
  • تلفن 22854975 / 22854651